printlogo


گفت و گو با فاطمه محبان، بانوی ورزشکار ایران و اصفهان
قدر پیشکسوتان ورزش را بدانید
عباس بهروان

 67 ساله است و حدود 45 سال است که در خارج زندگی می کند، اما هنوز هم دلش برای ایران و زادگاهش اصفهان، پر می زند. او دارای دو دختر بی نهایت مهربان و دلسوز است و دو نوه از دختر اولش دارد. فاطمه محبان، با توجه به فیزیک مناسب بدنی، اسپکری قوی در تیم اصفهان و تیم‌های ملی بوده؛ اگر چه عمر قهرمانی اش به دلایلی کوتاه بود، اما در همین دوران، مقابل تیم های ترکیه و ژاپن، بازی های خوبی از خود به نمایش گذاشت؛ به غیر از این رشته در دو ومیدانی و پرتاب ها مثل پرتاب نیزه، پرتاب دیسک و چکش هم جهش خیره کننده ای داشت. او از یک خانواده کاملا ورزشی است. خواهر کوچک تر او، گیتی محبان هم قهرمان آسیا در شمشیر بازی و عضو تیم ملی والیبال ایران بوده. برادرش همایون محبان، فوتبالیست باشگاه های اصفهان و دیگر خواهرش هایده محبان در گذشته بسکتبال را دنبال می کرده. زندگی آرامی دارد و هر چند سالی به ایران می آید؛ حضور او در ایران من را بر آن داشت تا با این قهرمان والیبال اصفهان و تیم ملی، گفت وگو داشته باشم.
  لطفا از ورودتان به ورزش بگویید؟
دوران دبستان در مدرسه بهشت آیین درس می‌خواندم؛  بعدها به دلیل جابه جایی منزل، به مدرسه بهار رفتم؛ با مدیریت خانم نظمی و از کلاس هشتم، والیبال بازی کردم و خانم خلیل زاده، معلم ورزش ما بودند از کلاس نهم به تیم آموزشگاه ها رفتم. اولین مسافرت ورزشی ام به کرمان بود و از همان زمان با خانم آذری آشنا شدم و با دعوت ایشان، دوباره به مدرسه بهشت آیین رفتم و به دلیل استعداد در رشته های والیبال، بسکتبال ، دو و میدانی و پینگ پنگ شرکت می کردم و در این ایام در رشته والیبال برای آموزشگاه ها و تیم خانه جوانان انتخاب شدم و در مسابقات کشوری هم شرکت داشتم؛ البته رشته اصلی ام والیبال بود،در مسابقات آموزشگاه های شیراز در رشته پر تاب وزنه شرکت کردم و به مقام دومی دست پیدا کردم.
  از افراد تاثیرگذار  زندگیتان بگویید؟
از افرادی که در زندگی ورزشی ام موثر بودند، باید از خانم آذری و مرحوم کلانتر یاد کنم. بالاخره زمان ازدواجم فرا رسید و با مهندس کاظم برزمهری که خود ورزشی و از خانواده ورزش بود، ازدواج کردم و به بندرعباس رفتیم. یادم می آید در آنجا و در یک مسابقه که بین مردان بود، کار قضاوت را به من سپردند و چون اولین بار بود قضاوت می کردم، از شدت هیجان، پاهایم می لرزید ولی بازی خوبی بود و به گفته آنها، قضاوت من هم بد نبود.
  آرزوی شما چیست؟
بدون شک بزرگ ترین آرزوی من، سلامتی پدر و سربلندی کشور عزیزم، جمهوری اسلامی ایران و موفقیت آن است. امیدوارم همه هموطنان عزیز در سال جدید، زندگی خوبی همراه با آرامش و آسایش داشته باشند. و به جوانان عزیز که به ورزش روی می آورند، توصیه می کنم ورزش امروزه، فقط بازی و تفریح نیست؛ زمینه مساعدی است برای دوستی ها ، برای تلاش و برای آماده شدن برای زندگی، قدر پیشکسوتان ورزش را بدانید؛ چرا که روزگاری خود شما هم عنوان پیشکسوت را پیدا می کنید.
 


Page Generated in 5.8470 sec